نـجوای مــعـصومانه

 

هوا گرفته بود و باران می بارید.

کودکی با تصورات خویش رو به آسمان کرد و گفت:

    " خدایا گریه نکن، درست میشه ! ما آدمها یک روز بنده خوبی می شیم ! "

                                         * * * * *

به یاد دختر کوچولوی یکی از آشنایانم افتادم.

پدر و مادرش از هم جدا شده اند.

زمانی که یک سالش بود به ناچار باید از بین پدرومادرش یکی رو انتخاب

می کرد !

او به ناچار با مادرش ماند.

یقینا در آینده ای نه چندان دور به پدرش سپرده خواهد شد.

آینده ای مبهم  . . . .

خدایا کمکش کن

                 خدایا کمکش کن

                                  خدایا کمکش کن

 خدایا : 

            " کمک کن هیچ بچه ای پدر و مادرش از هم جدا نشن. "

                                          

/ 44 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دل رویایی

مگذار مرا در این هیاهو آقا تنها و غریب سر به زانو آقا ای کاش ضمانت دلم را بکنی تکرار قشنگ بچه آهو آقا. سلام با داستان "چشمهایم ! امام رضا"به روزم. شاد باشید[گل]

دل رویایی

مگذار مرا در این هیاهو آقا تنها و غریب سر به زانو آقا ای کاش ضمانت دلم را بکنی تکرار قشنگ بچه آهو آقا. سلام با داستان "چشمهایم ! امام رضا"به روزم. شاد باشید[گل]

کورش

سلام شما امروز پنجشنبه 29/7/1389 ساعت 6 بعد از ظهربه بعد بمناسبت شروع پنجمین سال فعالیت این وبلاگ دعوتید تا بگویید چه می بینید – می خوانید .و............... و چگونه بود وچگونه شد با نظرات پرمهرتان یاریم کنید تا بهتر شوم پیشاپیش از حضورتان سپاسگزارم

سارا

سلام. جشن 23 مهر عزا شد.[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

سفید برفی

چه قدرشوق غزل”انتظار شد بی تو نیامدی و دلم بی”بهارشد بی تو ^**^**^**^**^**^**^**^ پس از تو سوزنگاهی به دفترم بارید وچشم خشک غزل..جویبار شد بی تو ^**^**^**^**^**^**^**^ از آن شبی که تو رفتی..دلم پر از باران فضای خانه پراز انزجارشد بی تو ^**^**^**^**^**^**^**^ هنوز آمدنت را به خواب می بینم بیا که هرچه غزل انتظار شد بی تو…… [هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا]

نانازی

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام بر مهدی عزیزمممممممممممممممممممم خوبی گل من اومدممممممممممممممممممم بگم به یادتمممممممممممممممممم و دوست داااااااااااااااااااااااااااااارم گل فرستادم تو بو کن، اگر رفتم تو با گل گفتگو کن / اگر مردم فدای تار مویت، اگر ماندم، که باز آیم به سویت [گل][گل][گل]

سفید برفی

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟ چه می‌کنی اگر او را که خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد ... رها کنی، برود، از دلت جدا باشد به آنکه دوست‌ترش داشته ... به آن برسد رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری که هق هق تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که ... نه! نفرین نمی‌کنم که مباد به او که عاشق او بوده‌ام زیان برسد خدا کند فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط زود آن زمان برسد [نگران][نگران][نگران][نگران][نگران][نگران][نگران][نگران]

روجا

امیدوارم هیچوقت بچه ای پاش به زندگی دو نفر آدم بیگانه باز نشه.

آیلین

میدونی ؟ تو مث شیشه صاف و زلالی عزیزم . ولی این خوب نیست. بخدا میشکننت. - دیالوگ فیلم یه بوس کوچولو - ............................................................. دردهای بشری جزئ باب حکمت هستند یا حیرت. اینو من موندم و عاقبت نفهمیدم. بچه طلاق بودنم یکی از ابواب این بابه. شاید درد کوره است و روح آدمیزاد آهن که باید گداخته بشه و از فرش به عرش برسه. اینو فقط خودش میدونه و بس.. باب حکمت.

دیوانه عصیانگر

راه می روم خیابان ها شلوغ اند مردم را نگاه میکنم خنده ام می گیرد دیگر فقط دیوانه و خدایش می خندند