قــــدرت بــــخشش

 

 

بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود. 

 بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد. 

 زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى کند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا کند. 

 بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى.

----------------------------------------------------------------------------

١) از همکارعزیزم جناب آقای جواد رسولی که مطلب فوق را برایم ایمیل نمودند متشکر و سپاسگزارم.

٢) ازاین خانم کوچولو خیلی خوشم اومد برا همین دلم نیومد ازش بگذرم و برای همین تو انتهای مطلب عکسش رو آوردمخجالت

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قفسی پر از آزادی

سلام بر خوشتیپ خان متواضع[نیشخند][شیطان] داستان جالبی بود... میگم اونوقت شما دوست داری این بچه به بابا خوشتیپ خانش رفته باشه یا به مامانش[سوال][خنده]

کربلایی

سلام مي آيي و كلافه ز دست بهارها گل كرده در تمام تنت لاله زارها ميخندي و مي آيي و فرياد مي كشي يعني گذشته اي ز تمام حصارها بايد تو را به موزه ي دل هاي خسته برد تنها تويي كه مانده اي از آن غبارها پاي برهنه رفته اي اما هنوز هم جا مانده اند از تو تمام سوارها آدم هنوز مي شنود نغمه ي تو را حتي در اين شلوغي و اين قار و قارها هر چند روزگار به ما رو نمي كند ياد توايم با همه ي گير و دارها

شاپرک(به خاطراو)

سلام آقا مهدی ممنون از دعوتتون داستان جالب و آموزنده ای بود این دخملم خیلی ناز بود شادو پیروز موفق در پناه حق[گل][گل][گل]

افشین

[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] درود دوست گرام : سرودن و زمزمة " سرخی تو از من و زردی من از تو " مراسم قاشق زنی -- در این شب آنهائی که ندار بودند با بر سر انداختن پارچه ای بلند به درب منزل داراها رفته و با قاشق زنی کاسه ای میداند و آجیل و شیرینی میگرفتند بدون اینکه شناخته شوند و بین شکل , طبقه فقرا هم سال نو را با همراه آجیل و شیرینی آغاز میکردند بدون اینکه کسی متوجه این کمک به آنها شود . ----- جشن چهارشنبه سوری خجسته باد ------- هفت سین خودم را هم گذاشتم بيا پيشم گرامي ,, [گل] ** خداوند نگهدار ایران باد ** [گل]

اشک

سلام آقا مهدی. من دوست سارا صاحب وبلاگ پرواز با خورشید هستم. سارا از من خواست بهتون بگم فعلاً نمی تونه بیاد نت. آخه پدر بزرگشو از دست داده و خیلی خیلی ناراحته. براش نگرانم. اگه میشه یه فاتحه هم برای شادی روح ایشون بخونین ممنون.[ناراحت]

شب های سکوت

سلام زیبا بود با اینکه قبلا هم شنیده بودم اما با خوندن مجددش احساس قشنگی داشتم. موفق باشید و پاییدار [گل]

تـــــــب خاطــــــــره

سلام شما منو حسابی با گلهایی که فرستادید، شرمنده کردید آهنگ وبلاگم قابل شما رو نداره خوشحالم که پسندیدید.[گل]

تـــــــب خاطــــــــره

رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست [گل][گل][گل]

کورش

سلام منتظر آخرین حضور سال 1389 تان هستم حلول سال 1390 مبارک