شهید دکتر مصطفی چمران

باسلام

در هفته دفاع مقدس بسر می بریم.همگی دراین مورد چیزهایی شنیده ایم. 

٣١شهریور سال ١٣۵٩ آغاز حمله ناجوانمردانه عراق به ایران

  آغاز یک جنگ نابرابر

                    پرپرشدن غنچه های نشکفته

                          مردان آسمانی

اما دکتر مصطفی چمران

یکی از عارفان سالک راه حق و حقیقت،یکی از ارزشمندترین انسانهای علی

گونه.

مردی فرهیخته با آن جایگاه علمی فاخر  

خیلی دوست دارم بدانم: دکتر به چه می اندیشید؟

خدایش رحمت کند و او را با شهدای کربلا محشور گرداند.

فرازهایی از وصیت نامه دکتر چمران:

"  برای مرگ آماده شده ام  و این امری است طبیعی ، که  مدتهاست  با  آن آشنام . ولی برای اولین بار وصیت می کنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می رسم.خوشحالم که از عالم و مافیها بریده ام. همه چیز را ترک  گفته ام. علائق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره  کرده ام. دنیا و مافیها را سه طلاقه  گفته ام و  با  آغوش باز به استقبال شهادت می روم . . . "

ای کاش  . . .

               ای کاش . . .

                                     ای کاش . . .

 

/ 4 نظر / 11 بازدید
سارا

ولی شما مثل خیلی ها که سؤال دارند و حالا به دلایل مختلفی نمی پرسند نباشید مثلاً خیلی ها براشون سؤال بود که من چطور با رایانه کار می کنم و تا خودم مطلب نذاشتم و جوابشونو ندادم نپرسیدند بعد که من مطلب گذاشتند همه گفتند این سؤال ما هم بود ولی فکر کردیم اگه بپرسیم ناراحت میشی. اتفاقاَ من بهشون گفتم چون شما نمی پرسید من بیشتر ناراحت میشم پس شما هر سؤالی در زمینه های مختلف براتون پیش اومد که دوست داشتید از یک نابینا بپرسید از خودم بپرسید باشه؟[لبخند]

الهه ناز

سلام آقا مهدی. نه مزاخم نیستین.ممنونم. قالب وبلاگ شما هم جالبه خیلی. آخه قالب اولیه وبلاگ منم همین بود. چه تفاهمی نه؟[لبخند][گل] مثل اینکه تازه وبلاگ درست کردید. تبریک میگم . شاد شاد و موفق موفق باشید. مرسی از آرزوی قشنگی که برای من و سارای نازم کردین.[گل]

پیام پورمهران

سلام بابا تو گوی سبقت رو از من هم دزدی دی دمت گرف و قلمت بران. راستی میخواستم برات گل بفرستم گل فروشه گفت سارا همشو یکجا خرید یکی از گلها تقدیم روی ماهت