یـادی از ســـــهراب

نپرسیم کجائیم؟

بو کنیم اطلسی های تازه بیمارستان را

نپرسیم که فواره ی اقبال کجاست؟

نپرسیم که چرا قلب حقیقت آبی است؟

نپرسیم که پدرهای پدرهای ما چه نسیمی چه شبی داشته اند ؟

پشت سر نیست فضای زنده

پشت سر مرغ نمی خواند

پشت سر باد نمی آید

پشت سر پنجره ی سبز صنوبر بسته است

پشت سر روی همه ی فرفره ها خاک نشسته است

پشت سر خستگی تاریخ است

پشت سر خاطره ی موج بر ساحل نفس سرد سکون می ریزد

<< سهراب سپهری>>

 تقدیم به برادرزاده عــــزیزم مـــحدثه خانم که دیوونه ی سهراب سپهریه.

/ 23 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیخ باران

دوست خوب من سلام ، خیلی ببخشید از اینکه دیر بهتون سر زدم. من هم عاشق سهرابم.

شب های سکوت

عشق هیچ نمی دهد الا خودش و هیچ نمی ستاند مگر خودش عشق مالک هیچ نیست و در تملک کسی هم در نمی آید : چرا که عشق را عشق کافی است . خلیل جبران

شیخ باران

دوست خوب من سلام ، به روز شدم . اگه فرصت کردین خوشحال میشم که بهم افتخار بدین[گل]

قفسی پر از آزادی

سلام بر خوشتیپ خان عزیز[گل] ببخشید که دیر اومدم...مشکلات نتی داشتم(خدا واسه هیچ بنده ایش نخواد[نیشخند]) یادی از سهراب زیبا بود...روحش شاد...منم سهراب رو خیلی دوست دارم... من آپـــم...زودی بیا که میخوایم به هم هدیه بدیم[گل][چشمک] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] آسمان پر شد از خال پروانه های تماشا عکس گنجشک افتاد در آبهای رفاقت فصل پرپر شد از روی دیوار در امتداد غریزه باد می آمد از سمت زنبیل سبز کرامت شاخه ی مو به انگور مبتلا بود کودک آمد جیب هایش پر از شور چیدن...

برگرد

سلام...خوبی؟ دلم تنگ شده بود.. خواستم بگم... من نامزد کردم و چند روزه دیگه هم عقد کنونمه.. دعا کن که خوشبخت شم... بازم ممنون.. سر میزنم به وبلاگم...حتما بیا.

شب های سکوت

خاک پایت را سرمه چشمانم میکنم و بوسه بر دستانت می زنم... وجودت باقی و عمرت مداوم باد... به روزم [گل]

عاطفه

سلاممنون از حضورت شعر زیبایی انتخب کردی لینکت کردم لطفا منو به اسم این فصل را با من بخوان باقی فصانه است لینک کن[گل]