
دیروز شهرآورد هفتاد و سوم برگزار شد و پرسپولیس با نتیجه سه بر صفر بازی را واگذار کرد!
نتیجه همونجوری شد که اکثر جراید و صاحب نظران پیش بینی کرده بودند.
استقلال که با جذب مهره های شاخص فصل را هوشمندانه شروع کرده و عنوان صدرنشینی لیگ برتر را یدک می کشد عزمش را جذب کرده بود تا رقیب سنتی خود را اینبار در جام حذفی هم شکست دهد.

پرسپولیس با انبوهی از مصدومین و محرومین مواجه بود و چاره ای جز این نداشت که با همین بضاعت اندک در مقابل رقیب سنتی خود صف آرایی کند.
بازی تموم شد و حمیدخان پس از شکست سنگین تیمش اعلام کناره گیری نمود و مورد موافقت سردارهم قرار گرفت.
از هفته ها قبل محتمل بود که دیر یا زود حمیدخان برکنار شود و مربی جدید که ظاهرا قرار است خارجی باشد جایگزین وی شود.
.jpg)
جناب سردار بظاهر اعلام می داشتند از حمیدخان حمایت می کنند و به کار ایشان اعتقاد دارن! !

ولی سردار . . . . منظورتان از حمایت چیست؟
مذاکره با اریکسون سوئدی در جزیره کیش و ارقام نجومی پیشنهادی یعنی حمایت؟

همینطور مذاکره با سایر مربیان خارجی من جمله دنیزلی؟ !

سردار عزیز این جور مواضع شاید در عالم سیاست نتیجه داده باشه ولی در دنیای ورزش . . . . . .

پرسپولیس امسال به تدابیر ابتدای فصل باخت نه به تدابیر حمیدخان!
مدیر عامل وقت تیم جناب حاج حبیب کاشانی تا دقیقه نود نمی دونست می مونه یا نه! ! چه برسه به جناب شهریار .
زمانی هم که دولت عدالت محور از حاج حبیب اعلام حمایت نمودند ماجرای اختلاف نظر ایشان با جناب شهریار و وقایع و اتفاقات فصل قبل و قهرمانی در جام حذفی شروع شد و . . . .شهریار مورد غضب حاج حبیب قرار گرفت! !
خلاصه اینکه پرسپولیس امسال داستان غم انگیزی داشت.
حمیدخان که سال ها بود سودای سرمربیگری پرسپولیس را در سر می پروراند ریسک بزرگی را متحمل شده و سکان هدایت پرسپولیس را به عهده گرفت.

جاه طلبی حمیدخان کار دستش داد.
حمید خان ای کاش در آن شرایط نمی اومدی و ای کاش زودتراز اینا می رفتی.
در مجموع اونقدرها هم که بعضی ها می گویند بد نتیجه نگرفتی. می دونی چـــــــــرا؟
لیگ سال 1386 پرسپولیس با افشین قطبی قهرمان لیگ شد. بعضی از همین آقایان چنین نظری داشتند: " کار و نقش اصلی را حمیدخان به عهده داشته و قطبی کارخاصی انجام نداده است! "
همینطور بر این عقیده بودند: " تیم در اون فصل توسط حمیدخان بسته شده بود و . . ." ولــی؟
ولی آیا فقط مهره کافیست؟ استیل آذین سال گذشته با اون همه هزینه و مهره سقوط کرد!
نتایج سال های اخیر رئال مادرید هم گویای همین مطلب است.
تناقض اینجاست که همین آقایان از ابتدای فصل اخیر مدعی اند که حمید خان در حد و اندازه های سرمربی پرسپولیس نیست! !
تعدادی از هواداران هم از ابتدای فصل در ورزشگاه ها جناب شهریار را تشویق می کرده اند! !

در اسطوره بودن جناب شهریار شکی نیست ولــــــــی؟

ولــــــی به جرات می توان گفت سوابق حمید خان در امور مربیگری و دستیاری به مراتب بیشتر از جناب شهریار است.
جناب شهریار نتایج و رکودهایی را در زمان حضورش در پرسپولیس بجا گذاشت که در نوع خود جالب است!
جناب شهریار هم در زمان حضورش آنطور که باید و شاید حمایت نشده بود!
بالاخره بنده در آن مقطع نفهمیده بودم که هواداران پرسپولیس شهریار را قبول داشته اند یا خیر ؟ !
در خاتمه به عنوان یکی از هواداران پرسپولیس از حمید خان استیلی متشکرم و امیدوارم در آینده شغلیشون موفق باشند.
همچنین بابت زحمات و مرارت هایی که در این مدت متحمل شده اند سپاسگزارم.
امیدوارم هر چه زودتر فوتبال به بخش خصوصی سپرده شود تا سکان هدایت باشگاهها به فوتبالی ها سپرده شده و دست سیاسیون از فوتبال کوتاه شود.








فلسفه عزاداری حسینی، زنده نگه داشتن اسلام و مکتب اهل بیت( ع) است، اما بعضا بر اثر ورود آسیبها، آفات و تحریفات این هدف و فلسفه اصلی تا حدودی فراموش و اهداف کاذب دیگری جایگزین آن شده است. یادداشت ذیل به آسیب شناسی عزاداری سالار شهیدان امام حسین علیه السلام در برخی مجالس می پردازد.
سلام و درود خدا بر آنهایی که در عزای سالار شهیدان گریه می کنند.
متاسفانه در برخی مجالس عزاداری و نحوه تعزیه گردانی و مجلس سینه زنی سنتی سالار و سرور شهیدان امام حسین علیه السلام بیشتر به یک مجلس گردانی ظاهری تبدیل می شود و بیم آن می رود که دلهای پاک و باصفای آن عزیزان از درونی کردن شعائر و ارزشهای عاشورایی فاصله بگیرد و بیشتر روبنایی شود، بگونه ای که فقط به ریتم آهنگ و هارمونی نوحه توجه شود تا به عمق مصیبت و دلسوختگی و پاک باختگی در آن.
این تذکر از باب تکریم شعائر روضه امام حسین (ع) و مجالس، بدور از هرگونه تعریض و خدای ناکرده تردید در نیت دلسوختگان حسینی گفته می شود تا در آن گوشه چشمی از حضرت ابا عبدالله و ولی عصر روحی فدا بر دلهای سوخته ما نیز بشود. در مقام نمادشناسی نام مبارک امام حسین علیه السلام تبدیل به حوسین می شود؛ تا همه چیز تحت الشعاع هروله ها وحوسین حوسینهای تامل برانگیز شود!
تفاوتهای «حسین» و «حوسین»:
1- حسین علیه السلام یکی بیشتر نیست، امام حوسینها متفاوت است و حوسین این مداح با حوسین آن مداح فرق می کند.
2- یاران حسین علیه السلام او را بنده خدا می دانند، ولی یاران حوسین فریاد حوسین اللهی سر می دهند.
3- حسین علیه السلام نماز را در بحبوحه جنگ در اول وقت به جای می آورد، اما حوسین نماز صبح را فدای مجالس شبانه می کند.
4- درد حسین علیه السلام درد دین و شرافت انسانی بود، اما همه مشکل حوسین عطش و سیراب کردن بستگانش بود .
5- ظهر عاشورا در مجلس حسین علیه السلام صدای الله اکبر و حی علی الصوه به گوش می رسد، اما در مجلس حوسین فریاد حوسین حوسین به جنگ اذان می رود.
6- حسین علیه السلام را باید از مطهری ها شناخت، اما حوسین را در لابلای آواز ناعالمان و ناعارفان باید جست.
7- حسین علیه السلام برای تمام سال زنده است و الگویی برای هر لحظه زندگی ماست، اما حوسین فقط ده روز سال جلوه می کند و بقیه سال بهانه ای است برای دور هم جمع شدن دوستان.
8- دوستان حسین علیه السلام ناخودآگاه خون گریه می کنند اما دوستان حوسین خودآگاه خودزنی و مجلس گرمی می کنند و هر کس کبودی صورت و سینه اش بیشتر باشد مقرب تر است .
9- حسین علیه السلام برای گفتن حرف خود به چیزی نیاز ندارد اما حوسین به طبل و بوق و کرنا و سبک پاپ نیاز دارد.
10- در مجلس حسین علیه السلام رسیدن به معرفت مهم است، اما در مجلس حوسین ترتیب صفها و ریتم نوحه و بالا و پایین پریدنها.
11- حرارت حسین علیه السلام هرگز در دلها سرد نمی شود، اما حرارت حوسین بعد از یک شور زدن سرد می شود .
12- عاصیان و گنهکاران برای شفاعت و توبه به مجلس حسین علیه السلام می روند، اما در مجلس حوسین برای مجلس گردانی و ندانسته گاهی با مزاحمت برای دیگران وآلودگی به گناه.
13- حسینی ها قبولی را به اطاعت از خدا و خلوص نیت و پاکی دل می دانند، اما حوسینی ها می گویند: هر چه می خواهد دل تنگت بکن فقط یا حوسین فراموش نشود .
عزیزان آنکه در کربلای 61 هجری به شهادت رسید امام حسین (ع) بود نه حوسین!
( نوشـــته ای از ســـهراب محمــــودی )

ندای انقلاب نوشت:
شبکه تلویزیونی من وتو که در لندن مستقر است ، اخیرا جشن تولد یک سالگی اش را برگزار کرد.از روز اول ظهور این مجموعه تا به امروز حدس و گمان های زیادی در مورد منابع مالی ، برنامه ها و اهداف و مدیریت این مجموعه همیشه مطرح بوده است و تا به امروز نوشته های زیادی در مورد شبکه تلویزیونی من و تو چاپ شده اند که بسیاری از آنها اطلاعات درستی در مورد این مجموعه به مخاطبین ارائه کردند و در برخی موارد هم گفته ها مبنی بر حدس و گمان بوده است .نکته مهم این شبکه ارتباط تنگاتنگ آن با فرقه ضاله بهائیت و پخش برنامه هایی با محوریت نرم تبلیغ بهائیت و اثر گذاری بر خانواده های ایرانی است.
کیوان و مرجان عباسی کیست اند؟
این مجموعه تلویزیونی در ۲۸ اکتبر سال ۲۰۱۰ در لندن توسط کیوان و مرجان عباسی راه اندازی شد. کیوان عباسی فرزند دوم عباسی بزرگ است که مالکیت و مدیریت تلویزیون پارس در امریکا و Hostlertv در کانادا را بر عهده داشت و پیش از این ۶ سال در امریکا در تلوزیونی های مبتذل لس آنجلسی به عنوان حسابدار و مشاور تبلیغاتی فعالیت کرده است. کیوان عباسی به همراه خانواده در سالهای نوجوانی به انگلستان مهاجرت کردند و پس از تحصیل و کار در این کشور شهروندی این کشور را کسب کرده است.

کیوان و مرجان عباسی از عوامل شبکه من و تو
مرجان عباسی ، همسر کیوان عباسی مدیر نیروی منابع انسانی این مجموعه است . بر خلاف برخی نوشته ها که این دو را خواهر و برادر میدانند ، آنها در سال ۲۰۰۱ در لندن با هم آشنا شدند و ازدواج کردند.
کیوان و مرجان عباسی در یک سال گذشته هرگز حاضر نشدند در جلو دوربین های تلویزیون حاضر شوند و تنها اسم این دو نفر در آخر لیست دست در اندرکاران برنامه ها به عنوان تهیه کننده اجرایی نوشته شده است.
در داخل مجموعه ، کیوان عباسی مسئولیت ارتباط با تهیه کنندگان و مجریان را بر عهده دارد و امور اجرایی را مدیریت میکند و مرجان عباسی در اتاق خود در تمام طول روز برنامه های تلویزیون و صفحه های فیس بوک را چک میکند و گزارش تهیه میکند. هم چنین استخدام نیروی انسانی در این مجموعه با نظر و تایید مرجان عباسی صورت میگیرد ، به گونه ای که بسیاری از افرادی که ارتباط فامیلی یا دوستانه ای با او دارند هم اکنون بی هیچ تجربه و تخصص قبلی در این مجموعه مشغول به کار هستند که در این مورد در آینده بیشتر خواهیم نوشت.
تلویزیون من و تو اولین تجربه کاری کیوان و مرجان عباسی نیست ، تجربه مدیریتی آنها در بحث رسانه به شبکه ماهواره ای " ببین تی وی " برمیگردد که در واقع اولین شبکه تلویزیون اینترنتی فارسی زبان بوده است و در مقایسه با تلویزیون من وتو از بعد منابع مالی یک دست گرمی ساده و کم هزینه تلقی می شود. ببین تی وی که با مجموعه ای ۶ تا ۱۰ نفره اداره می شده است محل آموزش دست اندر کارهای اصلی تلویزیون من و تو یعنی رها اعتمادی ، تیام بصیر و سیاوش حبیی است.
منابع مالی تلویزیون من و تو
مهم ترین سوالی که همیشه در مورد این مجموعه مطرح بوده است و هیچ گاه هم پاسخی روشن در مورد اش شنیده نشده است مسئله منابع مالی تامین کننده آن است. واقعیت این است که سند و مدرک مستدلی در مورد این سوال هیچ گاه ارائه نشده است ، در وب سایت شرکت هیچ اطلاعاتی در این مورد ارائه نشده است و در مواردی که هم دست اندر کاران تلویزیون سعی بر ابهام زدایی در این مورد داشته اند ، به گرفتن تبلیغات اشاره کردند که حجم و کیفیت تبلیغات پخش شده از این مجموعه تلویزیونی به خوبی نشان می دهد که هزینه های سنگین اجرای چنین پروژه ای با تبلیغ ویتامین یا مواد آرامش دهنده و...تامین نخواهد شد.
نکته جالب در این میان این است که کیوان عباسی در جلسات ماهیانه با مجریان و تهیه کنندگان هیچ اشاره ای به مطالب مورد نظر که میتواند در جذب تبلیغ موثر باشد اشاره ای نمیکند و تنها از همه کارکنان میخواهد به هر قیمتی که شده است کاری کنند که تعداد طرفداران حاضر در صفحات فیس بوک افزایش یابد.
او هر سه ماه برای ارائه گزارش عملکرد به امریکا می رود و معمولا زمانی که جهش مناسبی در تعداد طرفداران به وجود آمده باشد کیوان عباسی خوشحال و خوش اخلاق خواهد بود. به نظر می رسد هدف این مجموعه در سال اول جذب مخاطب و از میدان به در کردن رقیبان اصلی اش مانند فارسی وان ، بی بی سی و صدای امریکا بوده است و در زمینه جذب تبلیغ اصلا موفق عمل نکرده است. این در حالی است که بپذیریم این مجموعه واقعا یک شرکت بازرگانی با هدف سود مالی و گرفتن تبلیغ است که در این اصل شک بسیار وجود دارد.
نگرش مذهبی ، سیاسی و مدیریتی کیوان و مرجان عباسی
اگر فردی به عنوان یک مجری ، تهیه کننده یا کارگردان به این مجموعه مراجعه کند و درخواست کار نمایید ، اولین چیزی که از او سوال خواهد شد عقاید سیاسی و مذهبی اش است . چنانچه کوچک ترین شکی برای کیوان و مرجان عباسی باشد که تعلق خاطری به دین اسلام یا نظام جمهوری اسلامی دارد بدون هیچ تردیدی درخواست کار رد خواهد شد. اما کافی است که متقاضی کار در گفت و گوی خود مجله ها و فیلم های دهه ۴۰ و ۵۰ را نماد روشنفکری و فرهنگ ناب ایرانی بداند و به طور کلی مذهب را نماد خرافه پرستی و عقب ماندگی بداند ، در این صورت شانس او برای گرفتن شغلی هر چند پایین در این مجموعه بالا می رود.
مدیریت تلویزیون من و تو به شدت به کارکنان خود و اطرافیان شان بی اعتماد هستند ، کم ترین اطلاعات ممکن را در مورد برنامه ها و اهداف شان با مجریان و تهیه کنندگان در میان می گذارند وحتی با وجود این که تعداد بسیاری ایرانی در لندن زندگی میکنند برای مسابقه ای مانند اکادمی گوگوش خودشان در میان تماشاچیان می نشینند و در کادر دوربین قرار میگیرند این در حالی است که در حالت عادی از جلوی دوربین قرار گرفتن فراری هستند !!
قراردادها و نوع همکاری
اخیرا در صفحه اصلی وب سایت تلویزیون من و تو یک آگهی برای جذب مجری برای این شبکه تلویزیونی قرار داده شده است که نشان از تمایل این مجموعه برای تزریق افراد جدید را به سیستم خود دارد ، این در حالی است که در خط آخر این آگهی اعلام شده است که افراد متقاضی باید اجازه اقامت و کار در انگلستان را داشته باشند که در ادامه نشان خواهیم داد این تنها یک شعار است و در مواردی که مدیریت بخواهد این مسئله به سادگی نقض می شود.
قرارداد ها ، حقوق ها و میزان تعهد شبکه به کارکنان اش
قرارداد ها در تلویزیون من و تو به دو نوع تقسیم می شود ، گروه اول کسانی هستند که پیش از این سابقه کاری با تیم مدیریت را دارند و معمولا قرار داد های این گروه سه ساله است و گروه دوم کسانی هستند که برای سیستم جدید هستند یا این که برای مدتی موقت و یک برنامه خاص مد نظر قرار گرفته اند ، این گروه به صورت " فیری لنس " کار میکنند که پرداخت مالیات شان به دولت با خودشان هست و هر جایی هم که یکی از طرفین بخواهد همکاری را قطع کند میتواند.
جالب است بدانید در کل مجموعه تنها قرارداد های حسن اعتمادی ( سردبیر اتاق خبر و پدر رها اعتمادی ) ، رها اعتمادی ، تیام بصیر ( هم خونه ای و دوست دوران زندگی در سوئد رها اعتمادی ، تهیه کننده بفرمایید شام ) و ساناز قاضی زاده ( که نقش ارتباط بین من و تو و بی بی سی فارسی را ایفا میکند ) به صورت سه ساله تنظیم شده است و هیچ کس دیگر از کارکنان این مجموعه قرارداد نوشته شده تمام وقت با این مجموعه ندارند. بنابر این به محض این که کوچک ترین احساس خطری از جانب هر یک از کارکنان برای مدیریت به وجود بیاید به سادگی او از سیستم خارج می شود.
رها اعتمادی سالیانه ۳۰ هزار پوند ، تیام بصیر سالیانه ۲۸۰۰۰ پوند و ساناز قاضی زاده سالیانه ۲۷۰۰۰ پوند از این مجموعه حقوق می گیرند که در مقایسه با سطح حقوق و دستمزد در انگلستان جزو گروه با در آمد بالا محسوب می شوند.البته خانواده اعتمادی از بهائیان باسابقه! محسوب می شوند.
دو نمونه بارز عدم تعهد تلویزیون من و تو به کارکنان اش سحر زند و سمیرا قاسمی هستند که هر دو به علت اختلاف نظرهایی که با رها اعتمادی داشتند از این مجموعه به سادگی کنار گذاشته شدند.
سمیرا قاسمی که در اولین سری آکادمی موسیقی گوگوش مجری گری این برنامه را به همراه رها اعتمادی بر عهده داشت و در یکی دو برنامه من و تو پلاس هم به عنوان مجری در کنار سام سرمدی فعالیت می کرد ، پس از مشکلات شخصی که با رها اعتمادی پیدا کرد از من و تو اخراج شد.
همین اتفاق برای سحر زند ، مجری من و تو پلاس هم افتاد . در مهمانی شب آخر آکادمی موسیقی گوگوش سحر زند و امیر ( یکی از خوانندگان آکادمی ) بیشتر وقت شان را با هم گذراندند و میزان صمیمیت و رابطه این دو به مذاق رها اعتمادی خوش نیامد ، هفته بعد سحر زند به بهانه مشکل ویرایش ! برنامه ای که مجری اش بود اخراج شد ! این در حالی است که مشکلات ویرایش یک برنامه به تهیه کننده آن مرتبط است و مجری در این میان نقشی ندارد.
کسانی که به صورت پاره وقت و بدون قرارداد با این مجموعه همکاری میکنند برای گزارش هایی که خارج از ساختمان تلویزیون تهیه کنند به ازای هر روز ۲۰۰ پوند دریافت میکنند و اگر یک روز کاری کامل را در داخل استدیو بگذرانند این مبلغ ۲۵۰ پوند خواهد بود. تهیه کنندگان بابت هر قسمت هر برنامه ۳۰۰ پوند دریافت میکنند ، برای مثال یک برنامه نیم ساعته که برای مدت یک سال پخش شود ۱۵۶۰۰ پوند دستمزد تهیه کننده خواهد بود.
برنامه ریزان تلویزیون چه کسانی هستند ؟
مدیریت کل برنامه ها را خود کیوان عباسی به عهده دارد اما ارتباط با تهیه کنندگان و برنامه ریزی زمانی تلویزیون برعهده مریم تهرانی است که دوستی دیرینه ای با مرجان عباسی دارد.
تقریبا اکثر کارکنان تلویزیون می دانند که رمز موفقیت و ماندگاری شان ارتباط با رها اعتمادی و مریم تهرانی است و اگر بتوانند رضایت خاطر این دو نفر را کسب کنند شغل خود را به راحتی نگه خواهند داشت.
آیا من و تو خود را به قانون مداری و اخلاق متعهد میکند؟
همان طور که می دانید قوانین کپی رایت در اکثر نقاط جهان من جمله انگلستان به طور جدی پیگیری و رعایت میشود و در صورتی که یک فرد یا کمپانی از آن تخطی کند معمولا با جریمه های سنگینی مواجه می شود.
برنامه های تلویزیون به دو دسته تقسیم می شوند ، دسته اول آنهایی هستند که توسط کمپانی های دیگر تهیه شده اند و تنها توسط تلویزیون من و تو ترجمه و زیر نویس می شوند وبه روی آنتن می روند.
این برنامه ها بیشتر جنبه زمان پر کردن دارند ، گرچه در بسیاری موارد مطالب ارائه شده در این برنامه ها هدفمند و با طرح ضربه زدن به باور و فرهنگ اسلامی بوده است.
دسته دوم برنامه هایی هست که خود تلویزیون و دست اندر کاران اش می سازند که در اکثر موارد این برنامه های هم تقلید بی چون و چرای از شبکه های تلویزیونی انگلیسی و امریکایی است.این برنامه ها را یا به صورت قانونی خریداری میکنند مانند بفرمایید شام یا بدون اجازه تقلید میکنند مانند آکادمی موسیقی گوگوش که بی هیچ شکی کپی برنامه آمریکن ایدل هست.
نکته جالب در مورد گزارش های این تلویزیون هم همین عدم رعایت قانون کپی رایت است ، برای مثال در برنامه آفساید ، بارها صحنه های بازی های اروپایی نشان دادند ولی برای آنها حق کپی رایت پرداخت نشد و تمامی این تصاویر غیر قانونی پخش شد.
مدیران شبکه من و تو در بحث استخدام کارکنان هم چندان پایبند مسائل اخلاقی و قانونی نیستند. جدا از رسوایی اخیر آکادمی گوگوش که نشان میدهد انتخاب خوانندگان تنها بر اساس رفاقت های گذشته دست اندرکاران و خوانندگان بوده است ، مدارکی وجود دارد که نشان می دهد برخی از کارکنان این مجموعه بدون اجازه کار فعالیت کرده اند که خلاف قوانین وزارت کار انگلستان است.
برای مثال ، امید خلیلی تجریشی ، مجری من و تو پلاس و گوینده نقش طغرل در بفرمایید شام همکاری اش را از سپتامبر ۲۰۱۰ با این مجموعه شروع کرده است در حالی که او یک پناهنده غیر قانونی در انگلستان بوده است و اجازه اقامت قانونی و کار خود را در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۱ دریافت کرده است ، این به این معنا است که او حداقل برای مدت ۴ ماه غیر قانونی در این مجموعه فعالیت کرده است.
مثال دوم برای عدم تعهد مدیریت من و تو به قانون کار در انگلستان ، سالومه سید نیا مجری برنامه سالی تاک و پشت صحنه آکادمی است که او هم بعد از کار کردن در تلویزیون بی بی سی درخواست پناهندگی کرده است و هم اکنون در خانه دولتی زندگی میکند و هزینه زندگی او بر پای دولت انگلستان است در حالی که حقوق دریافتی او در تلویزیون ۲۳۰۰۰ پوند سالیانه است که یک حقوق زندگی متوسط در انگلستان به حساب می آید و هیچ گونه کمک هزینه دولتی شامل حال اش نباید بشود. مدیریت تلویزیون من و تو حقوق ماهیانه سالومه سید نیا را به حساب دوست پسر سابق او و شوهر فعلی اش، سروش تهرانی می ریزد تا به این وسیله او کماکان بتواند از حقوقی که دولت به افراد مستمند می پردازد استفاده کند.
جالب است بدانید بسیاری از دست اندر کاران تلویزیون من و تو در سری اول آکادمی ۴ هفته مانده به پایان مسابقه می دانستند که قرار بود سروش تهرانی اول شود ، همان گونه که امسال دوستان بابک سعیدی و رها اعتمادی با کیفیت پایین در رتبه بالا قرار میگیرند و سیل اعتراضات مردمی روانه صفحات فیس بوک تلویزیون می شود.
به راستی چگونه کسانی که کوچک ترین تعهدی به قانون و اخلاق مداری ندارند به خود اجازه می دهند دیگران را به سادگی و بی مدرک به تقلب و بی اخلاقی متهم کنند؟

برخی عوامل شبکه بهایی من و تو
ارتباط من وتو ، بی بی سی فارسی و صدای امریکا
تاکنون شایعه های زیادی در مورد ارتباط بین نویسندگان و مجریان تلویزیون من و تو ، بی بی سی فارسی و صدای امریکا مطرح بوده است . بسیاری از تحلیل گران بر این باورند که با توجه به ریزش مخاطب تلویزیون های سیاسی بعد از عملکرد مغرضانه آنها در دوران انتخابات ریاست جمهوری ایران ، ظهور یک تلویزیون به ظاهر تفریحی با مقاصد سیاسی بهترین راهکار برای خروج از بحران مشروعیت رسانه های فارسی زبان خارج از کشور بود.
همین طور با توجه به نامشخص بودن منابع مالی تلویزیون من و تو و عدم شفاف سازی مدیریت آن در این مورد شایعاتی مبنی بر حمایت دولت های استعمارگر امریکا و انگلیس مطرح بوده است چرا که بسیاری معتقدند با توجه به هزینه های بسیار سنگینی که این مجموعه برای برنامه هایش پرداخت میکند ، بدون شک به یک منبع مالی بسیاری قوی دولتی تکیه کرده است که بدون تبلیغات بزرگ میتواند به مسیر ش در طول یک سال ادامه دهد. مرور مسیر برنامه های این تلویزیون که با حجمه به باورهای فرهنگی و دینی آغاز شد و در طول زمان کم کم رنگ سیاسی گرفت تا با مستند هایی مانند " قمار اتمی ایران " یا " شب بود " به تحریف تاریخ و واقعیت ها بپردازند نشان میدهد که هدف این مجموعه نشانه گرفتن اعتقادات مذهبی و باور مردم ایران به نظام جمهوری اسلامی ایران است و در این مسیر از کمک رسانه های دولتی انگلستان و امریکا یعنی بی بی سی و صدای امریکا کمک میگیرد.
تلویزیون من و تو با توجه به کمبود نیروی انسانی ایرانی متخصص در بحث رسانه که بخواهند پا بر منافع کشور خودشان بگذارند روی به استفاده از نیروهای سوخته بی بی سی فارسی و صدای امریکا آورده است که در زیر چند نمونه از این مسئله را اشاره میکنیم :
آرمین قبادی پاشا ، گوینده اتاق خبر این تلویزیون که همیشه تمرکز بر سیاه نمایی شرایط اقتصادی و سیاسی ایران دارد ، پیش از این سابقه همکاری با صدای امریکا را در کارنامه خود دارد :
امیر برادران ، کارشناس برنامه ورزشی سیاسی آفساید پیش از این سابقه همکاری با تلویزیون صدای امریکا را در کارنامه خود دارد.
جاوید جعفری ، نویسنده و مجری برنامه سیاسی ورزشی آفساید ، سابقه همکاری با صدای امریکا را دارد ، البته او در پروفایل شخصی ش در سایت فوتبال مدیا اذعان کرده است که روزنامه نگاری را در بی بی سی آموخته است .
در مورد دوره خبرنگاری بی بی سی فارسی جالب است بدانیم بی بی سی در سال ۲۰۰۶ با کمک مالی دولت انگلستان یک دوره روزنامه نگاری رایگان را برای روزنامه نگاران فارسی زبان تدارک دیدند. این دوره با یک سفر یک هفته ای به هزینه بی بی سی در ترکیه آغاز می شد ، با چندین درس روزنامه نگاری به صورت آنلاین و فارسی ادامه پیدا میکرد و در نهایت روزنامه نگارانی که از فیلتر مدرسین این کلاس ها میگذشتند و کیفیت مورد نظر آنها را داشتند به دوره لندن دعوت می شدند. در میان کارمندان تلویزیون من و تو ، ساناز قاضی زاده ، سالومه سید نیا ، شیدا هوشمندی و سام غفارزاده جزو کسانی هستند که مدرک روزنامه نگاری خود را از بی بی سی دریافت کردند.
به نظر می رسد فارغ التحصیلان این دوره به دو گروه تقسیم شدند ، گروه اول برای تلویزیون بی بی سی فارسی به کارگرفته شدند و گروه دوم را برای تلویزیون من و تو معرفی کردند. پانته آ مدیری وسالومه سید نیا ،به گواه خود سایت تلویزیون من و تو پیش از فعالیت در این مجموعه کار کردن در تلویزیون فارسی بی بی سی را را در کارنامه خود دارند.
خارج از بحث کاری روزنامه نگاری که ارتباط بین عناصر بی بی سی ، صدای امریکا و من و تو کاملا واضح و مشهود است ، کارمندان این مجموعه ها در محیط غیرکاری هم دوستان صمیمی با هم هستند و در مهمانی های هم شرکت میکنند .
یا در دومین شب آکادمی گوگوش ، دوربین در بین تماشاچیان چندین بار چهره فرن نقی زاده ، مجری بی بی سی را به تصویر می کشد که با اشتیاق خاصی این برنامه را دنبال میکند !
اگر چه مدیران شبکه تلویزیونی من و تو مدعی بی طرفی رسانه شان در مقابل مذهب ، سیاست و ...هستند(با توجه به کثرت حضور اعضای فرقه ضاله بهائیت در این تلویزیون این ادعایی کذب است) ، اما این شواهد و قرائن به خوبی نشان میدهد که چهارچوب فکری آنها دقیقا همان چهارچوب فکری رسانه های معلوم الحالی مانند بی بی سی و صدای امریکاست که با بودجه های دولت های خود همواره بر ضد منافع ایران سخن پرانی کرده اند. آنها هرگز دلسوز ایران وایرانی نبوده و نیستند.
نظرات ()